
بعد از بیشتر از سه سال، خاطرات برمیگرده...
مثل این میمونه که یه آب راکد که داره میگنده رو، هم بزنن...
پ.ن: یادتونه سال دوم چه ذوقی داشتیم که هرروز بیایم مدرسه و درباره وبلاگ و پستامون حرف بزنیم؟ کی فکرشئ میکرد که حالا هر کدوممون یه سر دنیا باشیم.... هعععیییییی
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد